محمد سعيد جانب اللهى
231
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
جارى مىشود ، در حالتى كه رو به قبله ايستاده باشد . 3 . گذشتن از روى تغار دباغخانه و گاه نوشيدن چند قطره از آب آهك تغار 4 . چلهبرى با جام چهل كليد در حمام 5 . آب مردهشوىخانه به سر و رو مىزند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 176 ) . در طالبآباد براى بريدن چله بايد هنگامى كه زائويى در حمام است به حمام برود و بچهء زائو را سر او نگه داشته آب چهل كليد روى سر بچه بريزند ، به طورى كه آب به سر او هم بريزد ( صفىنژاد : 428 ) . اگر چلهء گربه به زائو افتاد و آبستن نشد ، بايد هنگام زاييدن گربه جفت آن را گرفته روى سر زن نگه دارند و آب بريزند ، تا آب از روى جفت عبور كرده روى سر زن بريزد ( همانجا ) . در اصفهان به حمام رفته شانهاى كه چهل دندانه دارد ، چهل دفعه در لگن آب بزند و سپس آب لگن را به سر بريزد . در قديم آب چهل كليد « 1 » حمام شيخ بهايى را به سر او مىريختند . يا آب چهار گوشهء حمام را گرفته در پوست تخممرغ مىكنند و به سر زن نازا مىريزند . آب غسل پاشنهء پاى مرده را مىخورند . همچنين اگر نازايى به دليل سحر و جادو باشد ، با ريختن آب مردهشوىخانه بر سر زن نازا از او دفع سحر مىكنند ، ريختن آب فاضلاب حمام شيخ بهايى بر سر او نيز همين خاصيت را دارد ( جانب اللهى و آذرمهر : 30 - 31 ) . در قائمشهر : 1 . چهل گياه را جمع كرده درون طشت آبى مىخيسانند و با چهل تاس « 2 » ده كاسه آب از شانهء راست ، ده كاسه آب از شانهء چپ و بيست كاسه آب روى سر مىريزند و به هنگام ريختن آب نام چهل حيوان را مىبرند . 2 . در قبرستان قديمى از چهل قبر كهنه يا از زير چهل درخت مقدارى خاك جمع كرده در آب حل مىكنند و با چهل تاس روى سر زن مىريزند . 3 . اگر چلهء زائو به كسى بيفتد ، با يكى از روشهاى زير چلهبرى مىكنند : الف - دو زن بدون اينكه باهم حرف بزنند ، سنجاق يا سوزن ، نمك و مقدارى خاكستر بين يكديگر ردوبدل مىكنند . ب - مقدارى خاكستر را در آب حل كرده با چهل تاس به سر زن مىريزند و قدرى از اين آب را پاى درختى مىريزند ، اگر درخت خشك شد ، زن بارور مىشود . ج - با صابون غسالخانه سر و بدن زن را در چند نوبت مىشويند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 250 ) .
--> ( 1 ) . منظور جام كندهكارى قديمى است كه چهل كليد به يك نخ بسته در درون آن قرار داشت و در حمام شيخ بهايى نگهدارى مىشد و تا اواخر دورهء قاجاريه نيز موجود بود ، به يك روايت ظل السلطان ، حاكم اصفهان و به روايتى صارم الدوله آن را از حمام خارج كرد . ( 2 ) . كاسهء برنجى كه دعا روى بدنهء آن نوشته شده و از مشهد خريدارى مىكنند .